خرید بک لینک
با نام دهندۀ اندیشۀ رو به یقینتقریظی بر داستان مهاجر کرمانیداستانی است در 826 صفحه پیشنهاد انتشاراین داستان بیانگر اندیشۀ زنی خود ساختۀ علمی است که در سن هشتاد سالگی اورا به سوی معشوق خود که تحصیل باشد می کشاند، و این معشوق را به رمز پیروزی هر کسی در می آورد. و در آن نمونه هائی از تجلی انسانیت و در جائی پستی ودنائت را به ترسیم می کشاند که با یک دید کلی ملاحظه خواهید فرمود که این داستان ترکیب حکیمانه ای از یک سیر زندگی پر بار انسانی است، و چون من افتخار همسری ایشان را دارم با آگاهی از طرز تفکر وبر خورد او با دیگران این داستان را از داده های الهی او می دانم . زیرا گاهی کلمات به کار رفته در تحریرات از حالت رسم الخط در می آیند، وبه گونه ای بین نویسنده و خواننده اثر پذیری خواهند داشت که در هر صحنه ای حالت انفعالی زندۀ خود را ظاهر می سازند . بنابراین من به نوبۀ خود با چنین تقریظ واقع بینانه ای در ارائۀ این اثر ماندگارسپاس گزاری می نمایم، و به فرهخته عزیزانی که در تحقق انگیزۀ فرهنگی و نیکو کارانۀ خود درچاپ و نشر ویا در آمد زائی آن مشارکت می فرمایند، تبریک عرض می کنم . زیرا انگیزۀ نویسنده از تلاش دو سالۀ خود در ارائۀ یک خدمت فرهنگی با وقف درآمد آن درراه تحصیل نیازمندان از دوران ابتدائی تا فرا دانشگاهها بوده است . انشاالله ! م . زرگرقاضی بازنشستۀ 1365 بنام خداوند بخشندۀ مهربانداستان مهاجرت قاسمدر کرمان روستای دور افتاده ای بنام قاسم آباد بود که تمام مردم آن در فقرزندگی می کردند، ولی یک خانواده از همۀ خانواده ها با داشتن نه فرزند چهار دختر و پنج پسر بیچاره تر بودند .دوتا از دختران به نامان مرضیه وبتول شوهر کرده بودند، که مرضیه با داشتن شوهر معتادی طلاق می گیرد وبا دو فرزند خود به جمع خ

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 23:12

بنام دهندۀ اندیشه وبینشنگاهی به
نام دهندۀ اندیشۀ رو به یقینتقریظی بر داستان مهاجر کرمانینویسنده : خدیجه تیز نو بیکاین داستان بیانگر اندیشۀ زنی خود ساختۀ علمی است که در سن هشتاد سالگی اورا به سوی معشوق خود که تحصیل باشد می کشاند، و این معشوق را به رمز پیروزی هر کسی در می آورد. و در آن نمونه هائی از تجلی انسانیت و در جائی پستی ودنائت را به ترسیم می کشاند که با یک دید کلی ملاحظه خواهید فرمود که این داستان ترکیب حکیمانه ای از یک سیر زندگی پر بار انسانی است، و چون من افتخار همسری ایشان را دارم با آگاهی از طرز تفکر وبر خورد او با دیگران این داستان را از داده های الهی او می دانم . زیرا گاهی کلمات به کار رفته در تحریرات از حالت رسم الخط در می آیند، وبه گونه ای بین نویسنده و خواننده اثر پذیری خواهند داشت که در هر صحنه ای حالت انفعالی زندۀ خود را ظاهر می سازند . بنابراین من به نوبۀ خود با چنین تقریظ واقع بینانه ای در ارائۀ این اثر ماندگارسپاس گزاری می نمایم، و به فرهخته عزیزانی که در تحقق انگیزۀ فرهنگی و نیکو کارانۀ خود درچاپ و نشر ویا در آمد زائی آن مشارکت می فرمایند، تبریک عرض می کنم . زیرا انگیزۀ نویسنده از تلاش دو سالۀ خود در ارائۀ یک خدمت فرهنگی با وقف درآمد آن درراه تحصیل نیازمندان از دوران ابتدائی تا فرا دانشگاهها بوده است . انشاالله !م . زرگر قاضی بازنشستۀ 1365تلفن تماس : 09161185898

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1402 ساعت: 15:21

بشنو از من این سخنبشنو از من این سخن تا در جهان گیری به کارتا ببینی بهره اش زآن بهره ها آری به بارچون گزیده خلقتی هستیم ز دریای وجود باید از گنج وجود آریم برون گیریم ز سودپس گهر ها را به خام آور برون از گنج خویش با توان روح خود ده جان به آنها کم و بیشره کاویدن بتو گویم که گیری آن به کارچون به آسان نتوان از ژرف گنج آری به باراولین گام را تو دان باشد تلاش است و امیدتا به چیزهائی رسی جز صاحب گنج آن ندیدصاحب گنج را خدا دان می کند در بر تو بازچون هم او گفته بما کوش تا دهم من بر تو راز سلطه را بر کائنات گر یابی ارزش می دهم عقل و اندیشه بگیر تا یابی رمز ها از رهمآیۀ سیزده بخوان از سورۀ الجاثیهمتعالا قوله سوف تراها ما هیَپس باندیشه برو بینی تو درب نیستی بازکه خدا باز می کند، یابی چه ها نا دیده رازآیۀ 13 سورۀ الجاثیه « و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا منه ان فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون - و آنچه که در آسمان ها و در زمین وجود دارد، همۀ آنهارا به تسخیر و سلطۀ شما بندگان ) در آورد و در آنها آیت ( علامات ورموز وبه عبارتی کد هائی ) برای گروه متفکرین ( از انسان ها ) وجود دارد ( تابه تمام کائنات دست یابد ) »توضیح این که : این سلطه، سلطه ای عام به تمام متفکرین از هر قوم و باوری است . حالا برو آدم کشی و تبه کاری کن !!!یکی از آیات قرآن همین استت تا :رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند تو نگر که تا چه حد است مقام ادمیت !انسان آزااد آفریده شده تا اگر هم اراده کرد با خدای خود ستیزه جوئی کند، این گوی زمین وبعد میدان پسین !

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 23:50

بنام دهندۀ توان اندیشیدنبشنو از من ای پزشکبشنو از من ای پزشک تا مژده یابی تو ز جانتا تو چون پروردگار مرده دهی جان در جهاناز دو آیه من سخن دارم که گیری تو زِ بارچهل و دو را الزُمَر و انعام دو را گیری به کارتو بانعام کن نظر از مرگ دو سان دارد بیانمرگی با نام اجل مرگ طبیعی است در جهاندیگری را اجلا داده خدا نامی به آنمرگی زودرس باشد آن معلولی باشد در جهانسخن ما در همین معلول باشد این بدانکه تو باید جهد کنی از ریشه خشکانی تو آناجلا مرگ های آن غیر طبیعی است همچو قتلیا به بیماری کسی پیش از اجل آید به طبلهر کسی پرسد چه شد مر سالم وسر حال نبودمرگی بود بی باوری بست رخت ورفتی او چه زود !از خدا آمد ندا اندیشه کن بعد گو سخناین همه مردنی ها ربطی ندارند آن بمن آیۀ زُمٌر بخوان تا فهمی چون گیرم روانچون طبیعی مرگ بوَد مردن آدم در جهاندومینش من بخواب گیرم به بیداری دهمجز تنی که از توان افتد که چون خواب می برمپس پزشک مهربان هستی امینم در جهاندر تلاش باش جان بده از خواب نا خواسته رهان من رموزی داده ام تا نخبکان گیرند به کارکه به راه هائی روید ناید بنا جا مرگ به بارآرزو دارم که این جهش و تحول پزشکی از نخبه پزشگان پاک ایران زمین آغازی به جهانیان داشته باشد آمین ! قطعه شعر آورده شده، پیش گام تاثیر روح در کالبد آدمی است که ذیلا به نظر اندیشمندان می رسد :بنام دمندۀ روح بر کالبد آدمیآغاز گر سخنی در بارۀ روحی هستیم که در کالبد ما دمیده شده وما را اذن اندیشیدن در آن را داده است تا با الهامات خود باری تعالی به آن رسیم که شایستگی آن را هم بما داده باشد . انشاالله !به آیۀ 85 سورۀ الاسرا توجه فرمائید : � یسئلونک عن الروح، قل الروح من امر ربی وما اوتیتم من العلم الا قلیلا – ( ای پیامبر ) در بارۀ روح از تو (

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 23:50

بنام قدرت دگرگون